جودی کانتور در بخش خود در نیویورک تایمز (با کمک David Streitfeld) شرایط کاری مبتکرانه و دشوار کارکنان را در آمازون بررسی کرد.

او می‌گوید: " بسیاری از ما به عنوان مصرف‌کننده آمازون را می‌شناسیم ولی تعداد زیادی از ما چیزی در مورد محل کار شگفت‌انگیزی که جف بزوس داخل دفاتر سیاتل این شرکت‌ ایجاد کرده‌است نمی‌دانیم."

آمازون به داشتن کارکنان سخت‌کوش شهرت دارد.

او توضیح می‌دهد "آنها به فرهنگ سرسختانه (سخت‌کوشانه) خود افتخار می‌کنند".  بزوس به مردم می‌گوید:" این فرهنگ کار فوق‌العاده سخت‌گیرانه است". آنها از عبارت فوق‌العاده برای توصیف استانداردها و انتظارات خود استفاده می‌کنند."

بزوس امیدوار است که حاصل این انتظارات بالا موفقیت برای شرکت ‌باشد و کانتور می‌گوید که این کار به روش‌هایی موثر بوده‌است.

"این کار در مورد خیلی از اقدامات بسیار موفق است. آمازون بزرگترین خرده‌فروش کشور شد...اکنون [بزوس] پنجمین مرد ثروتمند جهان است و مردم می‌گویند که بخشی از موفقیت آمازون را می‌توان به این واقعیت نسبت داد که او اساسا روشی برای بیشترین بهره‌روی از هر کارمند اختراع کرده‌است. "

کانتور می‌گوید که کارمندان بسیاری از جنبه‌ها را در مورد آمازون ارزش‌گذاری می‌کنند به عنوان مثال، "این یک فرهنگ نوآوری است، خط قرمز زیادی وجود ندارد، تازه‌کاران می‌توانند مسئولیت‌های زیادی داشته‌باشند." اما این بدان معنا نیست که فرهنگ سخت‌گیرانه و خشن شرکت به کارکنان صدمه نمی‌زند. او توضیح می‌دهد:" من دریافتم که در بسیاری از مصاحبه‌ها با افرادی صحبت می‌‌کردیم که واقعا عاشق جنبه‌های کار با شرکت بودند اما با این نوع فرهنگ مجازات‌گر تعارض داشتند."

کانتور می‌گوید برخی شیوه‌هایی که به نظر کارکنان ناراحت‌کننده بوده‌است به چگونگی رقابت اجباری اعضای تیم با یکدیگر مربوط می‌شد.

او می‌گوید "اعضای تیم نسبت به هم یکدیگر رتبه‌بندی می‌شوند." " فضا بسیار رقابتی است" و این فضا می‌تواند محیط کار ناراحت‌کننده‌ای ایجاد کند چرا که "در آمازون، همه چیز به طور ویژه مستقیم است چون مثلا می‌توانید در مورد همتایان خود محرمانه به کارفرمایانتان بازخورد منفی ارسال کنید. کارفرمایان می‌فهمند که این بازخورد از سوی چه کسی بوده‌است ولی کارکنان دیگر لزوما متوجه آن نمی شوند."

یکی از یافته‌های تعجب‌آورتر کانتور در مورد سیستم ارزیابی آمازون بود. "این سیستم ارزیابی نسبتا بی رحم است... ما یک الگوی واقعی از افرادی یافتیم که در زمان کار در آمازون با بحران‌های زندگی خود مواجه شده‌بودند. او توضیح می‌دهد که آنها سرطان داشتند، والدینشان فوت کرده‌بودند و به مشکلات واقعا بد بارداری دچار شده‌بودند. و مگفتند که شرکت به آنها زمان بهبود نمی‌دهد و آنها احساس می‌کنند شرکت آن‌قدر سخت‌گیر و بی‌رحم است که نمی‌توانند توقف کنند و دوباره روی پای خود بایستند. "

یافتن تعادل بین پیش راندن کارکنان و در عین حال اطمینان از نرساندن آن‌ها به نقطه شکست بسیار مهم است. او می‌گوید که شرکت‌های دارای این نوع فرهنگ باید از خود بپرسند: "آیا جایی هست که در نهایت خطی بکشید و بگویید یک کارمند نمی‌تواند اینقدر سخت کار کند یا وقتی اتفاق x و y برای یک کارمند می‌افتد، آنها به مرخصی نیاز دارند؟"

کانتور توضیح می‌دهد: "بسیاری از افرادی که در این مقاله با آن‌ها صحبت می‌کردیم تنها در زمینه زندگی خود در مورد روش 'آمازون بحث می‌کردند...:" آیا این برای من درست است؟' 'آیا واقعا می‌خواهم این گونه کار کنم؟"

این مقاله کمک کرده است تا این بحث باز شود.

کانتور اشاره می‌کند: "پس تنها این گونه نیست که یک کارمند آمازون می‌نشیند و با همسرش در مورد این مسائل حرف می‌زند، این مساله اکنون چیزی بیش از یک مکالمه عمومی ‌است."